مجتبى ملكى اصفهانى
219
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
ترك استفصال يكى از مباحث عام اين است كه اگر متكلم حكمى را در جواب سؤالى بيان كرد بدون اينكه استفصال كند ، آيا اين ترك استفصال به منزله عموم است ؟ يعنى گفته متكلم ، حكم عام را دارد يا نه ؟ سه قول در اين مورد بيان شده است . 1 - از شافعى نقل شده است كه وى گفته : ترك استفصال در حكايت حال ، با وجود احتمال ديگر ، به منزله عموم گفتارى است . « 1 » مثل اينكه : « غيلان بن سلمه ثقفى » قبل از مسلمان شدن ، ده همسر داشت . بعد از مسلمان شدن ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمودند : چهار زن را نگهدار و از بقيه جدا شو . در اينجا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ترك استفصال نمودند ، يعنى سؤال نكردند كه آيا زنها را باهم عقد كردى يا جدا جدا ؟ و نفرمودند كه هركدام را ابتدا عقد كردهاى به ترتيب تا چهار عدد نگهدار و از بقيه جدا شو . 2 - ولى برخى معتقدند كه ترك استفصال افاده عموم نمىكند . غزالى مىگويد : شايد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وضعيت « غيلان » را مىدانسته و به همين خاطر استفصال ننمودهاند . « 2 » « علّامه حلّى قدّس سرّه » معتقد است كه احتمالات مختلف در حكايت حال ، باعث اجمال حكايت شده و به مجمل نمىتوان استدلال نمود . « 3 »
--> ( 1 ) المستصفى ، ج 2 ، ص 42 . ( 2 ) همان مدرك . ( 3 ) الوافية ، ص 115 . نقل از تهذيب الوصول ، ص 38 .